بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

مواسات به معنای همدردی و تحمل شدائد است. در دین اسلام یکی از صفات عالیه برای شخص مؤمن مواسات و همدردی نمودن با برادر ایمانی می باشد. حضرت صادق (علیه السلام) به مفضل می فرمایند:" شیعیان ما را با دو صفت بیازمای اگر این دو صفت در آن ها نبود از آن ها به شدت دوری کن، مفضل از حضرت می پرسد آن دو صفت چیست؟ حضرت فرمودند: بپا داشتن نماز در وقت فضیلت آن و دیگر مواسات و همدردی با برادران دینی نمودن اگرچه به چیز کمی باشد."
مواسات تنها در امور مالی و مادی نیست بلکه مواسات و همدردی نمودن در هر چیزی با برادران دینی نیکوست. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید:" ... هنگامی که امیر المؤمنین در بستر رسول خدا خوابید جبرئیل بر رسول خدا نازل شده عرض کرد: همانا این کار علی مواسات است و ملائکه از مواسات این جوان (امیر المؤمنین علیه السلام) متعجب شدند، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند: چرا با من مواسات نکند که او از من است و من از او می باشم، جبرئیل عرض کرد: و من نیز از شما دو نفر!! "
مواسات حضرت ابا الفضل در روز عاشورا
حضرت ابا الفضل (علیه السلام) محضر سه امام بزرگوار امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را درک کرده و نمو و نشأت حضرت در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بود، و کلماتی از معصومین در مورد حضرت ابا الفضل (علیه السلام) نقل شده که هرکدام از آن ها نشان دهنده ی مقام رفیع این بزرگوار می باشد.
امیر المؤمنین (علیه السلام) در آخرین لحظات عمر شریف خود آن هنگام که با فرزندان خود وداع می کردند، فرزند خود حضرت ابا الفضل (علیه السلام) را در آغوش کشیده و با آخرین سخن خود با او وداع کرده و در آن لحظات سخت جدائی می گویند:" فرزندم! چشم من روز قیامت به تو روشن و شادمان می گردد."
در زیارتی که از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده حضرت در مقطعی از زیارت اینچنین می فرمایند:" ... فنعم الأخ المواسي " تو نیکو برادری بودی که با ابا عبدالله (علیه السلام) در تحمل شدائد و سختیها و تشنگی مواسات و همدردی کردی.
همچنین حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت را اینچنین زیارت می کنند:" السلام علی ابي الفضل العباس بن امیر المؤمنین، المواسي اخاه بنفسه ... " سلام بر ابا الفضل فرزند امیر المؤمنین که با برادر خود [در سختی ها] مواسات و همدردی نمود. این کلمات و سخنانی دیگر در تعریف از مقام حضرت ابا الفضل (علیه السلام) نشان دهنده ی مقام علمی آن حضرت است و این که اعمال حضرت بیهوده و تنها از روی احساس نبوده بلکه عملی نیکو و مورد تحسین اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.
حضرت ابا الفضل (علیه السلام) هنگامی که با اسب خود کنار آب فرات رفتند تا مشک خود را از آب پر کرده و برای اهل بیت و کودکان تشنه آب بیاورند، مشتی از آب گرفته تا جرعه ای بنوشند و کمی از تشنگی خود بکاهند اما تشنگی و عطش برادر خود را بیاد آوردند و آب را روی آب ریخته و تشنه لب از فرات بیرون آمده و با همان لبان تشنه و جگر لهیب زده از آتش تشنگی به شهادت رسیدند.
حضرت ابا الفضل می دانستند خدای تعالی مواسات با امام حسین را در هر حالی دوست می دارد، می دانستند اگرچه با نوشیدن جرعه ای از آب و رفع تشنگی اهمالی در انجام مأموریت و آب آوردن برای اهل حرم و اطفال نمی شود، اما خواستند همین اندازه راحتی را نداشته باشند در حالی که امام و برادرشان تشنه لب اسیر دشمن دون است، و اکنون که امام حسین (علیه السلام) مقدر است که تشنه شهید شود ابا الفضل هم تشنه شهید شود.
خدای تعالی مواسات با امام حسین (علیه السلام) را به هر نوعی بسیار دوست دارد و برای همین عده ای از انبیاء که مرور آنان به سرزمین کربلا افتاد، آن هم قبل از واقعه ی عاشورا به صد ها و هزاران سال قبل، بدون آن که علت آن را بدانند از بدن آنان خون جاری شد!! از این واقعه تعجب می کردند و از پروردگار علت آن را جویا می شدند، وحی نازل می شد:" هنا یقتل سبط خاتم الانبیاء، فسال دمک موافقة لدمه " این جا مکانی است که نواده ی خاتم پیامبران کشته می شود، خون تو به مواسات و همدردی با او ریخته شد!! آنگاه در آن دیار مرثیه ی حضرت ابا عبدالله توسط حضرت جبرئیل امین وحی الهی خوانده می شد و مستمع یکی از پیامبران بود و کسانی که به همراه او بودند.
حضرت حجت در عزای حسین خون گریه می کنند
نه تنها پیامبران الهی برای ابا عبدالله عزاداری کردند که اهل بیت (علیهم السلام) نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گرفته تا حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه و همه در عزای ابا عبدالله گریه سر دادند و ناله زدند. در روز ولادت امام حسین تمام ملائکه به خدمت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) آمده و حضرت را به میلاد نور دیده اش تبریک گفته و در همان حال خبر شهادت او را داده و هریک به گونه ای مرثیه ی شهادت را برای رسول خدا می خواند و حضرت اشک می ریخت.
امیر المؤمنین (علیه السلام) بارها و بارها برای مصیبت فرزندش اشک ریخت، از جمله هنگامی که به طرف صفین می رفتند گذرشان از کربلا بود، به این سرزمین که رسیدند گریه ی سختی کرده تا جائی که اشک حضرت روی سینه شان ریخت و فرمودند:" آه آه مرا با آل ابی سفیان چه کار؟ مرا با اهل بیت حرب حزب شیطان و سردمداران کفر چه کار؟ ای ابا عبدالله صبر کن همانا پدر تو نیز از این گروه دید آنچه را که تو میبینی."
حضرت سجاد (علیه السلام) از بعد از عاشورا تا به هنگام شهادتشان هر زمان که غذا یا آب برای حضرت می آوردند بیاد تشنگی و گرسنگی پدر و اهل حرم و کودکان گریه می کردند.
حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند:" همانا روز شهادت حسین پلک های ما را مجروح نمود، و اشک های ما را جاری ساخت، و عزیز ما را در سرزمین کربلا به ذلت کشاند، و از آن روز ذلت و سختی را تا روز تمام شدن مشکلات [روز ظهور منتقم آل محمد علیهم السلام و برقراری حکومت عدل اسلامی] به ارث بردیم، پس باید بر کسی مثل حسین گریه کنندگان گریه کنند...
حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه ی مقدسه جد بزرگوار خود را خطاب نموده چنین عرضه می دارند:" ... اگر زمان تو را درک نکردم تا تو را یاری نمایم و با محاربین و کسانی که با تو دشمنی نمودند ستیز کنم، هر روز و شب بر تو ندبه دارم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم!! "
« السلام عليکَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِکَ عليکَ مِني سلامُ الله
ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَ وَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم
السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد
الحسين و علي اصحاب الحسين (علیه السلام) »