امام حسین (علیه السلام) و اندیشمندان

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

* امام حسين (علیه السلام) با يک قيام مظلومانه مهياى فداكارى براى احياى دين و فضيلت گرديد و ياران او عالما و عامدا با او جان به كف گرفته و جنگيدند.

مرحوم سيد شرف‏الدين عاملى، زندگانى امام مجتبى (علیه السلام)

 

* آنچه تاريخ جانبازى حسين (علیه السلام) به ما مى‏آموزد اين است كه: براى يارى هر حقى  و نابودى هر باطلى قيام كنيم. 

علامه امينى، الغدير ج3 ص 264

 

* اگر مورخين حقيقت اين روز را مى‏دانستند و درك مى‏كردند كه: (عاشورا چه روزى است) اين عزادارى را مجنونانه نمى‏پنداشتند!

 موريس دو كبرى، حسين پيشواى انسانها ص48

 

* براى امام حسين (علیه السلام) ممكن بود كه زندگى خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد. 

واشنگتن ايرونيك، مورخ آمريكائى

 

* من براى مردم هند چيز تازه‏اى نياوردم فقط نتيجه‏اى كه از مطالعات و تحقيقاتم در باره تاريخ زندگى قهرمانان كربلا بدست آورده‏ام ارمغان ملّت هند مى‏كنم.اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همان راهى را بپيمائيم كه حسين بن على (علیه السلام) پيمود!

 گاندى مصلح بزرگ هند، حماسه خورشيد ص23

 

* و گاهى از تظاهرات دامنه دار مردم در روزهائى امثال عاشورا سوء استفاده هائى عظيم نيز مى‏شود! و اينجاست كه عاشورا دردناكتر مى‏گردد و بايد عاشورائى براى عاشورا گرفت!

 ژرف بين بزرگ، محمد رضا حكيمى، سرود جهشها ص51

 

* در تاريخ كسى كه براى ترويج دين در آينده عالماً و عامداً جان داده باشد جز حسين (علیه السلام) شخص ديگرى وجود ندارد. 

ماربين فيلسوف آلمانى، سياست الحسينيه ص51

 

* درس رهبرى را از حسين آموختم زيرا وى مظلوم بود و ياريش كردند. 

(گاندى) رهبر مشهور هند

السلام عليك يا صريع العبرة الساكبة

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

  

 

« السلام عليك يا صريع العبرة الساكبة وقرين المصيبة الراتبة لعن الله امة استحلت منك المحارم وانتهكت فيك حرمة الأسلام فقُتلت صلى الله عليك مقهوراً واصبح رسول الله صلى الله عليه و اله بك موتورا واصبح كتاب الله بفقدانك مهجوراً السلام عليك وعلى جدك وابيك وامك واخيك وعلى الأ ئمة من بنيك وعلى المستشهدين معك وعلى الملائكة الحافين بقبرك والشاهدين لزوارك المؤمنين بالقبول على دعاء شيعتك والسلام عليك وحمة الله وبركاته »

 

کعبه ی دلها

 

بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

سخن از کیست؟

از حبیبی که حبیب خدا را محبوب بود.

از آزاد مردی که تا ابد نامش نوید آزادگی گشت.

از سروری که جوانان بهشت را سید و سالار است.

از شهیدی که خدای تعالـی خونش را منتقم است.

از انسی که ملائک در بهشت بر او لطم کردند.

از غریبی که غریب الغربا بر او گریست.

از مظلومی که مظلوم دوران در رثایش «لاَ یَوم کیَومَک» را سر داد.

پدر و مادرم فدای کسی باد که رسول خدا (صلی الله وعلیه و آله) برایش « بأبی انت و امّی» را سرود.

از میوه دل مصطفی که از بی کسی ندا سر داد: هَل مِن معینٍ .... هَل منِ مغیث.... از آفتابی که با غروبش افق سرخ برکرانه تاریخ به یادگار گذاشت.

از شهسوار کربلا که به یاد غربتش از دلها فغان و زاری بلند می شود.

از پادشاهی که بی کفن بر زمین داغ کربلا غلطید.

از سلیمانی که چه بی رحمانه خصم، انگشترش را ربود .

از یوسفی که دشمنان حتی از پیراهن تنش نگذشتند !

سخن از بی نهایت است، از اسطوره شجاعت، سمبل صبر و مقاومت، از امام مهربانی ها، کشتی نجات و چراغ هدایت، از بزرگ انسانی که به انسانیت معنا بخشید. آری سخن از حسین (علیه السلام) است.

 

اینک که در ایام جانسوز اربعین حسینی به سر می بریم از خدای منان مسئلت می نماییم تا گریه هایمان را ناشی از معرفت و توِأم با احساس هم خطی با امام حسین (علیه السلام) قرار دهد و به ما توفیق احیای شعائر مقدس سید الشهدا را به طور احسن، ارزانی بدارد.

 

 

« اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ  اَللّهُمَّ

الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ

اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ  الْقِيامَةِ » 

 

غمنامه ی اربعین

 بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

سلام بر بدن‏های چاک چاک.

سلام بر خورشیدهای بر نیزه.

سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.

سلام بر پیراهنی که بوی غربت مادر را می‏ دهد.

سلام بر اجساد مطهری که غریب، بر خاک رها شدند.

 

اربعین یاد آ ور مصائب روز عاشورا، غارت و آتش زدن خیمه ها، سرهای مقدس بالای نیزه دیدن، زخم زبان شنیدن، تازیانه خوردن و رنج سفر کشیدن است.

اشک کودکان هنوز خشک نشده ، داغ نازدانه هنوز در سینه هاست، آه، از آن لحظه ای که شما عزیزان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سرزمین کربلا رسیدید. بوی پدر را استشمام کردید، دگر مهلت ندادید شترها زانو زنند تا پیاده شوید، چون برگ خزان به روی زمین افتادید، صدای ناله و زاری بلند کردید و هر یک خود را بر مزار عزیزی انداختید و ناله و شیون کر دید.

وای از خاطره ها....

وای از تشنگی، وای از داغ جوانان، از مواسات سقا،

وای از قتلگاه... وای از وداع، وای از وداع، وای از وداع. . .

وای از عصر غریبی، وای از آتش و بیابان،

وای از بی سر پناهی، وای از گریه کودکان، وای از ناله زنان، وای از تنهایی

  

من آمدم برادر، با یک دنیا حرف‏های ناگفته، با کمری شکسته و گیسوانی به سپیدی نشسته. من آمدم برادر، با دلی داغدیده و اندوهی فراوان و با قلبی سوخته. زینت پدر را زیر خنده‏ های خویش به تاراج بردند. حرمت فرزندانت را نادیده گرفتند. هزاران بار مرگ چشیدم تا گریه های طفلان را آرام کردم. هزاران بار بغض فرو خوردم تا از پس دروازه‏ های نامردی گذشتم. در اوج شکستگی، سربلند ایستادم، صبر کردم برادر. ایستادم و مکر و نیرنگ ظالمان را آشکار کردم.ایستادم و مصیبت کربلا را به گوش های غفلت زده رساندم.ایستادم و مظلومیت تو را به جهانیان رساندم.

حالا منم و تو و رنج چهل روز اسارت که بیش از چهل سال، مرا در هم شکست.برادر من آمدم.

 

چرا جغد خرابه نشین است؟

 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در بحار الانوار می فرمایند:

روزی حضرت رضا (علیه السلام) به یکی از اصحاب فرمودند: در زمان جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حالت جغد چنین بود که به منازل و خانه ها و قصر ها رفت و آمد داشت، و هنگامی که اهل منزل مشغول صرف غذا می شدند به نزدیک آن ها می رفت تا به او آب و غذایی بدهند و با آنان هم غذا می شد، سپس به جایگاه خود روی دیوار منازل وشاخه ی درختان بازمی گشت اما هنگامی که حسین بن علی را شهید نمودند از آبادی خارج شد و به خرابه ها و کوه ها و صحرا ها پناه برد و چنین گفت: "بد امتی هستید شما که فرزند پیامبر خود را کشتید. وقتی با فرزند پیامبر چنین کنید،هرگز بر جانم در میان شما ایمن نیستم."

درحدیث دیگری حضرت صادق (علیه السلام) می فرمایند:"جغد تمام روزرا روزه دارومحزون می گذراند وهنگامی که عالم را شب فرا می گیرد تا به صبح برای حسین (صلوات الله علیه) ناله می کند." 

 

زآبادی دلم خون است به ویران رو از آن دارم

به خاطر مختصر این داستان از دوستان دارم

به جغدی بلبلی گفتا: تو در ویرانه جا داری

من اندر باغ گل بر شاخه ی سرو آشیان دارم

بگردان روی از این ویران بیا با من سوی بستان

ببین چندین هزاران سرو کاخ ارغوان دارم

به پاسخ گفت: ای بلبل ارزانی تو را گلشن

مرا این بس که در ویرانه مأوی و مکان دارم

اگر ویرانه بد بودی، چرا پس دختر زهرا

به ویران می نشستی؟ کز غمش آتش به جان دارم

نخواهد شد فراموشم

که در هر لحظه صد باره از این غم الامان دارم

گذشتم از گل احمر، پس از مرگ علی اکبر

به دل داغ غم ناکامی آن نوجوان دارم

تو شادی با عروسان، گلستان داری ای بلبل

من از دامادی قاسم دو چشم خون فشان دارم

تو بر سر شورش شمشاد و یاس و ارغوان داری

من اندر لاله ی دل داغ عباس جوان دارم

ز جور شمر و خولی دارم از غم شکوه ها لیکن

شکایت های پی در پی زدست ساربان دارم

به طفلان حسین شد ظلم ها از کوفیان اما

دلی پر خون ز جور دختران شامیان دارم

هزاران نیش خنجر هر زمان اندر جگر مضمر

ز پیکان گلوی اصغر شیرین زبان دارم

 

 

ورود اهل بیت (علیهم السلام) به مجلس ابن زیاد ملعون

 

  بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

فرزند زیاد که اکنون فکر می کند به آرزویش رسیده و حضرت امام حسین(علیه السلام) و یاران آزاده ی او را به قتل رسانده و خاندان پاکش را اسیر کرده و وارد کوفه ساخته، می خواهد آنچه که آن را به غلط پیروزی می نامد، به رخ اشراف و بزرگان کوفه بکشد تا از این راه رعب و وحشت بیشتری در دل ها ایجاد کرده و تسلط بیشتر خویش را نشان دهد.از این نظر مجلس عظیم به وجود آورد که در آن بسیاری از طبقات مردم را شرکت داد و در آن مجلس افسران بزرگ اوصف کشیده و قدرت سهمگین وی به طور محسوس بر همه جا سایه افکنده است در این هنگام دستور داد آن اسیران فضیلت را حاضر سازند.

 

ابن زیاد(لعنة الله علیهما) تصور می کرد که دیگر در خاندان پیغمبر(صلوات الله علیهم اجمعین) نیروئی باقی نمانده و این زنان و کودکان که دیروز، تمام کسان و مردان خویش را از دست داده اند، اکنون سخت بال و پرشکسته اند و هنگام برخورد با او حداکثر فروتنی و خضوع را نسبت به وی انجام خواهند داد.این فکری است که عبیدالله (لعنة الله علیه) در سر دارد.شگفتا مگر او از یاد برده که اینان از دودمان پیغمبر(صلی الله علیه وآله) و آل هاشمند و اگر می خواستند ذلیل باشند و از ستمگران تملق گویند، دیگر شهادت را انتخاب نمی کردند و اسارت را بر نمی گزیدند؟!

 

آن بیچاره ی تیره بخت، گمان می برد که همانگونه که قدرت ناچیز وی چشم نامردان اجتماع را پر کرده و دلهای آنها را لرزانده است در حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) و زنان و کودکان هم همان اثر را بگذارد، اما به زودی به اشتباه بزرگ خویش پی برد و آن غرور و نخوت وی آنچنان درهم شکست که برای او سخت دردناک بوده است.

 

دستور داد خاندان حضرت امام حسین(علیه السلام) را در مجلس مخصوص وی حاضر سازند.ولی دید هنگامی که دختر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) وارد گردید و کمترین اعتنا به او و قدرت او نکرد،قدمها را شمرده برداشت همانند فرمانده ای پیروز که اکنون از پیکاری بزرگ بازمیگردد.آن بانو اینگونه به مجلس وارد شد و در گوشه ای دور از جمعیت جای گرفت ...

 

طرز ورود حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) آنچنان برای عبیدالله ناراحت کننده بود که از نزدیکانش پرسید: « این زنی که با این همه نخوت و غرور بر ما وارد گردیده کیست؟ » به او گفتند: «  این دختر علی، زینب است. » 

 

آن ناپاک هنگامیکه نام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را شنید خشم او که از عمل حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) سخت به هیجان آمده بود،شدیدتر شد و برای انتقام از آن بانو به حربه فرومایگان و بی اصالتها دست زد و به حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) و خاندان وحی اهانت نمود و گفت: « حمد خدایی را که شما را رسوا کرد و شما را کشت و دروغ شما را آشکار ساخت.» زینب کبری (سلام الله علیها)،که برای او سخن گفتن با عبیدالله دشوار است، با این حال به وی میگوید: « ای فرزند معاویه این از جفای روزگار است که مرا در شرائطی قرار داد تا به افرادی مانند تو سخن بگویم اما من تو را کوچک می شمرم و سخت توبیخ می کنم. حمد خدائی را که ما را به پیغمبرش شرافت بخشید و از آلودگی ها و پلیدیها پاک گردانید. پسر زیاد! بی شک تنها فاسق رسوا می شود و تبهکار، دروغ می گوید و فاسق و فاجر شخصی غیر از ماست.»

 

ابن زیاد که خود را سخت در تنگنای حملات و تحقرهای حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) گرفتار می دید،به منظور تجدید خاطره های جانسوز کربلا شهادت امام حسین (علیه السلام) را به رخ حضرت زینب  کشیده و با پوزخند و استهزائی گفت: « کار خدای را با برادرت چگونه دیدی؟؟ »   

 

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) دید که ابن زیاد با این گفتار گویا می خواهد حوادث کربلا را تحریف کند، شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) و پیروزی موقت و سطحی خویش را به حساب اراده و خواست خدا بگذارد و از این راه بر جنایات خود پرده پوشی کرده و امر را بر اجتماع مشتبه سازد و آن را« کار خدا » بخواند.آری او می خواست از این راه پرونده ی شهادت  امام حسین و یاران آزاده ی او را برای همیشه ببندد و کار را یکباره خاتمه بخشد. در آن شرائط حساس دیگر سکوت برای حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) جائز نیست.او باید حقایق را آشکار کند و اجازه ی اینگونه تحریف و مغالطه را به ابن زیاد ندهد، لب به سخن گشود و در پاسخ او گفت: « جز زیبایی چیزی ندیدم.او و یارانش کسانی بودند که خداوند برای آنان شهادت را مصلحت دانست و آنها به اختیار خود به سوی قتلگاه خویش آمدند.اما به زودی پروردگار بین تو و آنان در دادگاه عدل خود جمع می کند و در آنجا تو را به محاکمه می کشد.ای فرزند زیاد برای تو در آن روز موقفی است که باید برای دادن جواب آماده باشی ولی چگونه میتوانی از این گناه عظیم پاسخ دهی؟ای زاده ی مرجانه مادر بر تو بگرید. »

 

 

 

این نهیب کوبنده حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) آنچنان در مجلس طنین انداخت که دلها را پر از هول و هراس کرد و عبیدالله را در برابر بزرگان و اشراف کوفه ، سخت کوچک و تحقیر نمود. دختر امیرالمؤمنین (علیهما السلام) در آن مجلس شوم اجازه نداد ابن زیاد آن قیام خدایی را که پاکترین مردان اسلام رهبری آن را بر عهده داشتند ، تحریف سازد و آن را خواست خدا و صنع پروردگار بنامد و با این ترتیب پرده بر روی جنایت ها و وحشیگری های خویش بکشد.

 

بانوی بزرگ کربلا تا اینجا وظیفه مهم و حیاتی خویش را در پاسداری از نهضت به خوبی انجام داد و با ایراد خطابه آتشین در اجتماع مردم و سخنان قاطعی که در مجلس ابن زیاد(لعنة الله علیهما) ایراد فرمود، به خوبی توانست مسیر فاجعه خونین کربلا را از دستبرد حکومت حفظ کرده و افکار کوفیان را برای گرفتن انتقامی دردناک از به وجود آورندگان آن حادثه آماده سازد.

 

 

                       سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

                                                کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

 

                      

« السلام عليک يا عقیله بنی هاشم, السلام عليک يا بنت رسول الله


السلام عليک يا بنت اميرالمؤمنين »

 

ای زینب تو کیستی؟

 

  بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

ای زینب تو کیستی؟

 

تو نامت هاله‌ای از غم به همراه دارد و داستانت چشم‌ها را اشکبار می‌کند و چهره ی حیات میلیونها مرد و زن را تغییر می دهد.تو کیستی؟

 

تو مکتبی‌ بزرگ و جاودانه را پایه گذاری کردی!

 

مکتبی‌ که درس عشق می دهد،راه و رسم فداکاری می آ‌‌موزد و از خود گذشتگی و جانبازی و صبر را تعلیم میدهد.

 

زینب...... همین بس که بگویم زینب!

 

چرا که این نام بالاتر از هر قله و بلندتر از هر عظمت و با ارزش تر از هر ارزشی است.

 

 

ای زینب ‌ای که بی‌ تو حقیقت زبان نداشت

خون،آبرو،محبت و ایثار جان نداشت

بی‌ تو حیا به خاک زمین دفن گشته بود

بی‌ تو شرف،ستاره به هفت آسمان نداشت

در باغ وحی بین دو ریحانه ی رسول

رعنا تر از تو،فاطمه سرو روان نداشت

سر تا قدم بهشت حسینی و چشم او

با دیدن رخ تو هوای جنان نداشت

مثل تو‌ای پیامبر عشق، دختری

گلبوسه‌های فاطمه را بر لبان نداشت

بی‌ تو شکوفه‌های شهادت فسرده بود

بی‌ تو ریاض عشق و وفا باغبان نداشت

آگاه بود عشق که بی‌ تو،غریب بود 

اقرار داشت صبر که بی‌ تو،توان نداشت

 

 

« اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ  اَللّهُمَّ

الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ

اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ  الْقِيامَةِ »

 

 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

«السلام علی المرمّل بالدماء، السلام علی المهتوک الخباء، السلام علی خامس اصحاب الکساء، السلام علی غریب الغرباء، السلام علی شهید الشهداء، السلام علی قتیل الادعیاء، السلام علی ساکن کربلاء، السلام علی من بکته ملائکة السماء»

 

 

عَظَّم الله لَکَ الأجر سَیدی وَ مَولای یا بَقیة الله

 

عَظَّم الله لَکُم الأجر یا شیعة یا مُوالین

 

« السلام عليکَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِکَ عليکَ مِني سلامُ الله

ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَ وَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم

  السلامُ  علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد

الحسين و علي اصحاب الحسين (علیه السلام) »

مواسات با امام حسین (علیه السلام)

 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

اگر شیعه و محبی از پیروان امام حسین (علیه السلام) به پیروی از انبیا و اولیا و اوصیا بخواهد به عنوان مواسات و همدردی رنگی از عاشورا به خود دهد و قطراتی خون از سر بریزد آیا حرام انجام داده و بدعتی در دین وارد نموده؟! آیا زخم شدن پلک ها آن هم بخاطر شدت و کثرت گریه و ریختن اشک سخت تر است یا جراحتی بر سر وارد کردن؟ آیا خون گریه کردن سخت تر است یا قطراتی خون از سر ریختن؟ آیا عمل معصومین (علیهم السلام) برای ما کافی و حجت نیست؟!

 

امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند:" همانا خدای تبارک و تعالی ما را از میان زمینیان [برای هدایت بشر] انتخاب فرموده و برگزید، و برای ما پیروانی برگزید که ما را یاری می کنند، و در سرور و خوشنودی ما خوشنود و مسرور هستند و در حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک، آنان با جان و دل مال و جان خود را در راه ما می دهند، سرشت آنان از ما می باشد و به سوی ما باز می گردند."

 

آیا بذل نفس و فدا کردن جان سخت تر است یا در عزای حسین فاطمه قطراتی خون ریختن؟ آیا دست و پا و اعضا و جوارح را در راه زیارت امام حسین دادن دشوار تر است [آنچنانکه در زمان طاغیان عباسی مرسوم بود، و ائمه (علیهم السلام) با این حال می فرمودند از رفتن زیارت خود داری نکنید!!] یا بیاد حسین (علیه السلام) خون ریختن و با او مواسات کردن و عاشورا را تجسیم نمودن؟

 

ما را به بیگانگان و مخالفین اهل بیت (علیهم السلام)  اگرچه لباس اهل بیت را دزدیده و در بر کرده باشند چه کار؟ ما پیروان اهل بیت با توفیق خدای متعال و یاری اهل بیت (علیهم السلام) روز عاشورا را گرامی داشته و به پیروی از حضرت زینب (سلام الله علیها) از سنتی که در عزای برادر گذاشتند و برای مواسات با برادر سر به چوبه ی محمل زدند و از سر مبارک خود خون جاری ساختند، پیروی کرده و ما نیز چنین می کنیم.

 

صبح عاشورا قمه بر سر زده و عاشورای سال شصت و یک هجری را تجسیم کرده و به حضرتش می گوئیم: اگر آن روز نبودیم تا شما را یاری کنیم و با اهل بیت شما همدردی نمائیم هر ساله عاشورای تو را با همین اندک عزاداری در هر کجا باشیم بپا می داریم، مردانمان با مرد های شما همدردی کرده و زنان با زنان و کودکان با کودکان مظلوم شما آنچنان که رسول خدا به نور دیده اش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود.

 

داد فتوا عاشقان را سر شکستن جایز است

 

                      چوب محمل شاهد این ابتکار زینب است

 

 

 

 

 

صبح عاشورا حیدر حیدر گویان قمه بر سر می زنیم و شام غریبانت را با گفتن یا حسین یا حسین درون گودال های آتش رفته تا به آتش کشیده شدن خیام و دامن و لباس اهل بیت مظلومت را با چشم و جسم و قلب خود ببینیم و با طفلان یتیمت و زنان داغدیده ی حرمت همدردی کنیم و به کور دلان بگوئیم: خدای تعالی اراده نموده که این نور خاموش نشود اگرچه شما از آن اکراه داشته باشید و آن را نخواسته باشید " یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره و لو کره الکافرون " می خواهند با دهان های خود [سخنان کفر آمیز و شیطانی] نور خدا را خاموش سازند ولی پروردگار نور خود را کامل می کند اگرچه کافران آن را خوش نداشته باشند!!

 

اگرچه حاکمی ظالم با تکیه زدن بر مسند حکومت و به دست گرفتن قدرت روزی حدیث کسا را زیر سؤال می برد و گاهی زیارت عاشورا را غیر معتبر می خواند و گاهی امام های جمعه شان شهروندان را از قمه زدن منع می کنند و تهدید به زندان و شکنجه و قطع حقوق می کنند و همه ی این جریمه های سنگین تنها بخاطر قمه زدن و مواسات کردن با پسر رسول خدا!!!

 

ما یاد حسین را فراموش نمی کنیم و از ذکر نام او و مواسات و همدردی با او خود داری نمی کنیم چرا که تجربه ی غدیر ما را بس است که عده ای سکوت کرده و آنچنانکه باید از غدیر تجلیل نکردند و این شد که دشمن دین خواست، اکنون دشمنانی دیگر به نام تشیع و به نام رسول خدا و با استفاده از لباس او می خواهند عاشورا را هم به فراموشی بسپارند، اما کور خوانده اند باید بدانند به خواست خدا این دیگر نخواهد شد.

 

«السلام علی المرمّل بالدماء، السلام علی المهتوک الخباء، السلام علی

 خامس اصحاب الکساء، السلام علی غریب الغرباء، السلام علی شهید

الشهداء، السلام علی قتیل الادعیاء، السلام علی ساکن کربلاء، السلام

علی من بکته ملائکة السماء»

 

مواسات در اسلام

 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

مواسات به معنای همدردی و تحمل شدائد است. در دین اسلام یکی از صفات عالیه برای شخص مؤمن مواسات و همدردی نمودن با برادر ایمانی می باشد. حضرت صادق (علیه السلام) به مفضل می فرمایند:" شیعیان ما را با دو صفت بیازمای اگر این دو صفت در آن ها نبود از آن ها به شدت دوری کن، مفضل از حضرت می پرسد آن دو صفت چیست؟ حضرت فرمودند: بپا داشتن نماز در وقت فضیلت آن و دیگر مواسات و همدردی با برادران دینی نمودن اگرچه به چیز کمی باشد."

 

مواسات تنها در امور مالی و مادی نیست بلکه مواسات و همدردی نمودن در هر چیزی با برادران دینی نیکوست. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید:" ...  هنگامی که امیر المؤمنین در بستر رسول خدا خوابید جبرئیل بر رسول خدا نازل شده عرض کرد: همانا این کار علی مواسات است و ملائکه از مواسات این جوان (امیر المؤمنین علیه السلام) متعجب شدند، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند: چرا با من مواسات نکند که او از من است و من از او می باشم، جبرئیل عرض کرد: و من نیز از شما دو نفر!! "

 

مواسات حضرت ابا الفضل در روز عاشورا

 

حضرت ابا الفضل (علیه السلام) محضر سه امام بزرگوار امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را درک کرده و نمو و نشأت حضرت در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بود، و کلماتی از معصومین در مورد حضرت ابا الفضل (علیه السلام)  نقل شده که هرکدام از آن ها نشان دهنده ی مقام رفیع این بزرگوار می باشد.

 

امیر المؤمنین (علیه السلام) در آخرین لحظات عمر شریف خود آن هنگام که با فرزندان خود وداع می کردند، فرزند خود حضرت ابا الفضل (علیه السلام) را در آغوش کشیده و با آخرین سخن خود با او وداع کرده و در آن لحظات سخت جدائی می گویند:" فرزندم! چشم من روز قیامت به تو روشن و شادمان می گردد."

 

در زیارتی که از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده حضرت در مقطعی از زیارت اینچنین می فرمایند:" ... فنعم الأخ المواسي " تو نیکو برادری بودی که با ابا عبدالله (علیه السلام) در تحمل شدائد و سختیها و تشنگی مواسات و همدردی کردی.

 

همچنین حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت را اینچنین زیارت می کنند:" السلام علی ابي الفضل العباس بن امیر المؤمنین، المواسي اخاه بنفسه ... " سلام بر ابا الفضل فرزند امیر المؤمنین که با برادر خود [در سختی ها] مواسات و همدردی نمود. این کلمات و سخنانی دیگر در تعریف از مقام حضرت ابا الفضل (علیه السلام) نشان دهنده ی مقام علمی آن حضرت است و این که اعمال حضرت بیهوده و تنها از روی احساس نبوده بلکه عملی نیکو و مورد تحسین اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.

 

حضرت ابا الفضل (علیه السلام) هنگامی که با اسب خود کنار آب فرات رفتند تا مشک خود را از آب پر کرده و برای اهل بیت و کودکان تشنه آب بیاورند، مشتی از آب گرفته تا جرعه ای بنوشند و کمی از تشنگی خود بکاهند اما تشنگی و عطش برادر خود را بیاد آوردند و آب را روی آب ریخته و تشنه لب از فرات بیرون آمده و با همان لبان تشنه و جگر لهیب زده از آتش تشنگی به شهادت رسیدند.

 

حضرت ابا الفضل می دانستند خدای تعالی مواسات با امام حسین را در هر حالی دوست می دارد، می دانستند اگرچه با نوشیدن جرعه ای از آب و رفع تشنگی اهمالی در انجام مأموریت و آب آوردن برای اهل حرم و اطفال نمی شود، اما خواستند همین اندازه راحتی را نداشته باشند در حالی که امام و برادرشان تشنه لب اسیر دشمن دون است، و اکنون که امام حسین (علیه السلام) مقدر است که تشنه شهید شود ابا الفضل هم تشنه شهید شود.

 

خدای تعالی مواسات با امام حسین (علیه السلام) را به هر نوعی بسیار دوست دارد و برای همین عده ای از انبیاء که مرور آنان به سرزمین کربلا افتاد، آن هم قبل از واقعه ی عاشورا به صد ها و هزاران سال قبل، بدون آن که علت آن را بدانند از بدن آنان خون جاری شد!! از این واقعه تعجب می کردند و از پروردگار علت  آن را جویا می شدند، وحی نازل می شد:" هنا یقتل سبط خاتم الانبیاء، فسال دمک موافقة لدمه " این جا مکانی است که نواده ی خاتم پیامبران کشته می شود، خون تو به مواسات و همدردی با او ریخته شد!! آنگاه در آن دیار مرثیه ی حضرت ابا عبدالله توسط حضرت جبرئیل امین وحی الهی خوانده می شد و مستمع یکی از پیامبران بود و کسانی که به همراه او بودند.

 

حضرت حجت در عزای حسین خون گریه می کنند

 

نه تنها پیامبران الهی برای ابا عبدالله عزاداری کردند که اهل بیت (علیهم السلام) نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گرفته تا حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه و همه در عزای ابا عبدالله گریه سر دادند و ناله زدند. در روز ولادت امام حسین تمام ملائکه به خدمت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) آمده و حضرت را به میلاد نور دیده اش تبریک گفته و در همان حال خبر شهادت او را داده و هریک به گونه ای مرثیه ی شهادت را برای رسول خدا می خواند و حضرت اشک می ریخت.

 

امیر المؤمنین (علیه السلام) بارها و بارها برای مصیبت فرزندش اشک ریخت، از جمله هنگامی که به طرف صفین می رفتند گذرشان از کربلا بود، به این سرزمین که رسیدند گریه ی سختی کرده تا جائی که اشک حضرت روی سینه شان ریخت و فرمودند:"  آه آه مرا با آل ابی سفیان چه کار؟ مرا با اهل بیت حرب حزب شیطان و سردمداران کفر چه کار؟ ای ابا عبدالله صبر کن همانا پدر تو نیز از این گروه دید آنچه را که تو میبینی." 

 

حضرت سجاد (علیه السلام) از بعد از عاشورا تا به هنگام شهادتشان هر زمان که غذا یا آب برای حضرت می آوردند بیاد تشنگی و گرسنگی پدر و اهل حرم و کودکان گریه می کردند.

 

حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند:" همانا روز شهادت حسین پلک های ما را مجروح نمود، و اشک های ما را جاری ساخت، و عزیز ما را در سرزمین کربلا به ذلت کشاند، و از آن روز ذلت و سختی را تا روز تمام شدن مشکلات [روز ظهور منتقم آل محمد علیهم السلام و برقراری حکومت عدل اسلامی] به ارث بردیم، پس باید بر کسی مثل حسین گریه کنندگان گریه کنند...

 

حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه ی مقدسه جد بزرگوار خود را خطاب نموده چنین عرضه می دارند:" ...  اگر زمان تو را درک نکردم تا تو را یاری نمایم و با محاربین و کسانی که با تو دشمنی نمودند ستیز کنم، هر روز و شب بر تو ندبه دارم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم!! "

 

« السلام عليکَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِکَ عليکَ مِني سلامُ الله

ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَ وَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم

  السلامُ  علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد

الحسين و علي اصحاب الحسين (علیه السلام) »

 

وَ مَن یُعَظِّم شَعائِرَ الله فَإِنَّها من تَقوی القُلوب

 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

«وَ مَن یُعَظِّم شَعائِرَ الله فَإِنَّها من تَقوی القُلوب»

 

«عَظَّم الله أُجورَنا وَ أُجورَکُم»

 

ان شاء الله در عزاداری بلکه در احیا و برپایی عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) خدای متعال به همه ما توفیق عنایت فرماید، مخصوصا در این ایامی که از هر گوشه ی دنیا به هر نحوی می خواهند این نور را خاموش کنند؛ گرچه نمی توانند و تجربه های سابق به همه ی آنها این را نشان داده اما اینها هم مثل پیشینیانشان خدا را شکر نمی فهمند و عقل خدا دادی را آکبند گذاشتند، ولی ما نباید به این اکتفا کنیم که خدا خودش حفظ کننده است و ما را چه کار!! نه اینطور نیست، خدای تعالی به وسیله ی همین بندگان مؤمن بندگان کافر و منافق را دفع می کند. ان شاءالله ما آن بندگان مؤمن باشیم که حضرت زینب (سلام الله علیها) روز یازدهم بشارتش را به برادرزاده و امام زمانشون حضرت سجاد (علیه السلام) دادند، و حتی اگر در این راه اذیت و آزاری دیدیم ناراحت نباشیم که اجر و پاداشش همسخن شدن با خود ابا عبد الله خواهد بود در سایه ی عرش، در آنروز و ساعتی که همه گرفتار حساب و کتاب هستند مگر این افراد!! البته به شرط نگهداری و حفظ اعمال که بعضی اوقات از خود عمل سخت تر و دشوار تر است.

 

دشمن امام حسین (علیه السلام) خوب فهمیده که اگر عزاداری و این شعار ها و شعائر را از بین ببرد خیلی راحت می تواند خود امام حسین را هم از مردم بگیرد، همانطور که غدیر را گرفت. بنابر این باید نگذاریم کمترین بی رنگی و حتی کم رنگی در همه ی انواع عزاداریهایمان بوجود بیاید و از خنده و تمسخر و اعتراض دیگران ترس و بیم به خود راه ندیم، بلکه جوابی برای همه ی این مسائل پیدا کنیم تا آن کسی را که نمی داند با جواب درست آگاه کنیم و آن کسی را که می داند و می خواهد دشمنی کند، آن هم با ابا عبد الله، با مشت نه بلکه با لگد به دهانش بکوبیم و از خود و از جامعه دورکنیم.کمترین سستی و بی اهمیتی در راه حسین در دنیا و آخرت ما تأثیر می گذارد و باید جوابش را عملا و قولا بدهیم.

 

وقتی حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) می فرمایند: و لطمت علیک الحور العین، و همه چیز و همه چیز، حتی همه ی اشیا و تمام آن چیز هایی که دیده نمی شوند [به فرمایش حضرت صادق (علیه السلام) : ما یُری وَ مالا یُری] عزادار امام مظلوم هستند!! ما چه باید بکنیم؟ ما که ادعا می کنیم برترین مخلوقات هستیم [البته اگر آن باشیم که خدا و اهل بیت خواستند،البته که برترین هستیم] آیا نباید تأسی به امام زمانمان داشته باشیم که می فرمایند: ... لَأَندُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءاً وَ لَأَبکِیَنَ عَلَیکَ بَدَلَ الدُموعِ دَما، و آیا نباید پیام امام عصرمان را به دیگران برسانیم؟ و آیا نباید همرنگ با امام زمان شویم و با حسین مظلوم مواسات کنیم؟ و آیا نباید؟ و آیا نباید؟

 

خدای تعالی حسابی دیگر برای امام حسین (علیه السلام) باز کرده است،انبیا و پیامبران بزرگ الهی از کربلا عبور می کنند و به امر الهی با امام مظلوم مواسات می کنند و خون از بدنشان جاری میشود!!! و تمام اینها قبل از خلقت جسمانی امام حسین (علیه السلام) !! خود رسول خدا اشرف خلق قبل از شهادت حسین برایش اشکها می ریزند، امیر المؤمنین صدای به گریه بلند می کنند، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در طول بارداری به تشنگی فرزندشان در روز عاشورا تأسی میکنند و در تمام این شش ماه بارداری تشنه هستند!!

 

حضرت صادق (علیه السلام) می فرمایند: وَ عَلی مِثلِهِ تُشَقُ الجِیوب وَ تُلطَمُ الخُدود  [برای مثل حسین گریبانها باید چاک زده شود و بر چهره ها لطمه وارد شود چرا که فاطمیات چنین کردند]، بنابر این به امر امام باید با آنها مواسات کرد، و حضرت سجاد (علیه السلام) در میان آنها بودند و همه ی آنها گوش به فرمان امام زمانشان بودند، اما حضرت نه تنها آنها را نهی نکردند بلکه تشویق به این کار می کردند.

 

امام رضا (علیه السلام) به ابن شبیب می فرمایند:... همانا روز حسین (عاشورا) اشک های ما را جاری کرده، و پلک های ما را زخم و مجروح نموده.و خود آقا امام حسین (علیه السلام) از خدا طلب کردند: بار الها بندگانت را در پیروی از روش و منهج من قرار بده "وَ الاستِخلاص بِسُلوکِ طَریقَتی وَ اتِباعِ مَنهَجی" . در مکتب و سلوک آقا امام حسین (علیه السلام) سکوت در مقابل ظالم معنا نداشت چرا که زمان چنین اقتضایی را نمی کرد، و اکنون نیز نباید ساکت ماند که به اسم اسلام و در لباس اسلام دین و اسلام و مقدسات را می خواهند از ما بگیرند، احیا کننده ی دین [امام حسین (علیه السلام) ] را با شعار های مختلف و برپایی صداهای گوناگون صدایش را می خواهند خاموش کنند.. بیدار باشیم که دشمنان دین حتی اگر در ظاهر با هم دشمن باشند اما در حقیقت یک چیز را طالبند و آن از بین بردن اسلام محمدی الوجود حسینی البقاء هست.

خدای تعالی توفیق پیروی کردن از فرمایشات اهل بیت (علیهم السلام) را به همه ی ما عنایت نماید تا تنها فرمان از نایب های جامع الشروط آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در همه چیز بگیریم و حتی در احیای شعائر امام حسین از برپایی مجالس تا لطم و قمه زنی و مشی بر آتش و اطعام و.... و همه ی ما را با امام حسین (علیه السلام) محشور کند بمحمد و آله الطاهرین (علیه و علیهم الصلاة و السلام).

 

 

« لا یَومَ کَیَومِ عاشوراء وَلا أَرضَ کَأَرضِ کَربَلاء »

 

 بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

« السلام عليکَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِکَ عليکَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين (علیه السلام) »

 

 

« لا یَومَ کَیَومِ عاشوراء وَلا أَرضَ کَأَرضِ کَربَلاء »

 

 

 

 

 با عرض سلام خدمت دوستان عزیز

 

فرا رسیدن شهادت سید الشهدا،رهبر آزادگان،ارباب مظلومان حضرت اباعبد الله الحسین (علیه السلام) و اصحاب با وفایش وایام سوگواری اهل بیت (علیهم السلام) را محضر مقدس منتقم آل محمد صاحب الزمان (صلوات الله علیهم اجمعین) و همه ی شما شیعیان و محبین تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال خواستارم که مارا از ياران و شيعيان اهل بیت (علیهم السلام) قرار دهد و به ما توفیق خدمت به اهل بیت را عنایت فرماید.

 

سالهاست که این عبارت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را می شنوم و در ایام محرم می بینم که همه جا تکرار می شود، اما تا حالا شده که واقعا به معنی این جمله فکر کنیم؟ هر روز عاشورا است و هر زمینی کربلاست .آیا واقعا اینگونه است؟ زمین مقدس کربلا که طبق روایات قطعه ای از بهشت است و زمینی است که خون سید الشهدا (علیه السلام) و اهل بیت و یاران با وفایش در آن ریخته با زمین های دیگر یکسان است؟ آیا روز عاشورا با آن مصیبت و عظمت با روزهای دیگر یکسان است؟

 

همانطور که در میان انسان ها چه از نظر مادی و چه از نظرمعنوی فرق است، دربقیه ی مخلوقات (حیوان، گیاه و جماد) نیزبرتری و افضلیت هست.مثلاً ماه رمضان از بقیه ماه ها ،روز جمعه از روزهای دیگر هفته، هنگام غروب و شروق آفتاب (هنگام استجابت دعا ) از دیگر ساعتهای روز، سنگ عقیق از بقیه سنگها و ....

 

ابن قولویه در کامل الزیاره از حضرت صادق (علیه السلام) نقل می کند:

« روزی زمین کعبه به خود بالید و گفت چه کسی (در شرافت) مثل من است؟! همانا خدای تعالی خانه اش را بر روی من قرار داده!! و مردم ازتمام پست و بلندی ها (برای زیارت ) به سوی من می آیند. و من خانه ی امن و امان قرار داده شدم. خدای تعالی به او وحی نمود: آرام و ساکت باش !! به عزت و جلالم سوگند، آنچه از فضل و کمال به تو داده شده در برابر زمین کربلا نیست مگر به مقدار حمل آبی که سوزنی را در دریا فرو کنند، و اگر خاک کربلا نبود هیچ فضیلتی برای تو نبود، و اگر نبود آن که مرقدش در کربلا خواهد بود ( امام حسین علیه السلام ) نه تو را خلق می کردم! و نه کعبه را که تو به آن افتخار می کنی !! پس سکوت کن و آرام بگیر و در مقابل کربلا پست و خوار و ذلیل و متواضع باش و هرگز در برابر کربلا تکبر و سرکشی مکن و اگر چنین نباشی بر تو غضب می کنم و جایگاهت را جهنم قرار خواهم داد!!! »

 

آری نه تنها زمینی اشرف و برتر اززمین کربلا نیست، حتی زمینی همانند آن زمین هم نیست، بلکه تمام زمین ها باید خود را پست تر و کوچک تر از زمین کربلا بدانند، زیرا خالق آنها به زمین کعبه چنین فرمود: " لَولا تُربَةُ کَربَلاء ما فَضَّلتُک وَ لَولا مَا تَضَّمَنَتهُ أَرضُ کَربَلاء ما خَلَقتُک .... "

 

هنگامی که امام حسن (علیه السلام) در بستر شهادت بودند و از شدت درد و بیماری به خود می پیچیدند،امام حسین  (علیه السلام) ناراحت و محزون بر بالین برادر حاضرشدند. هنگامی که برادر را به آن حال دیدند سیلاب اشک ازچشمان مبارک امام جاری شد. امام حسن  (علیه السلام) فرمودند یا أبا عبدالله چه چیز تو را اینچنین گریان نموده؟ امام حسین  (علیه السلام) عرض کردند: حال شما مرا به گریه وا داشت. امام حسن فرمودند: سمی فرستاده شده و مرا با آن سم مسموم نمودند، اما یا أباعبدالله! روزی همانند روز تو نیست ( عاشورا).یا أبا عبدالله سی هزار نفر بر تو هجوم می آورند و حال آنکه ادعا می کنند از امت جد ما هستند. و خود را مسلمان می دانند در حالی که تمام آنها در قتل و ریختن خون و هتک حرمت و اسارت زنان و فرزندان وغارت اموال تو اتحاد کلمه دارند.در آن زمان خدای تعالی رحمتش را از بنی امیه بر می گیرد، واز آسمان به جای باران خون می بارد و همه چیز بر تو گریه می کند!! حتی حیوان های  درنده ی بیابان ها و ماهیان دریا ها.

 

با توجه به احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که کربلا حتی از زمین کعبه افضلیت دارد و این که زمین کربلا قطعه ای از بهشت است است و روز قیامت در بهشت مى گذارند و آن قطعه زمین مانند خورشید درخشان در بین زمین هاى بهشت منور است، و روز عاشورا که روز شهادت سید الشهدا (علیه السلام) و خاندان و یاران با وفایش و آن همه مصیبت، آیا باز این جمله درست است؟

 

« لا یَومَ کَیَومِ عاشوراء وَلا أَرضَ کَأَرضِ کَربَلاء »

 

 

از دوستان عزیز خواهشمندم که این مطلب را در وبلاگ خود بنویسند و این جمله ی نادرست  کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را در مطالب خود استفاده نکنند.

 

بار الها توفیق فراگیری احادیث را بطور صحیح به همه ی ما عنایت فرما. بار الها توفیق نقل احادیث را با رعایت امانت به همه ی ما ارزانی دار.

 

 

سلام بر محرم

 

 بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

 

« لا یَومَ کَیَومِ عاشوراء وَلا أَرضَ کَأَرضِ کَربَلاء »

 

 

 

 

سلام بر محرم،ماه پاسداری از حرمت انسان و حریم ایمان

 

 

الا... ای محرم

تو آن خشم خونین خلق خدایی

که از خنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد

تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی

که در کربلا... نیمروزی .....به یکباره ترکید.

تو خون دل و دیده ی روزگاری

که با خنجر کینه ی تو، زستم بر زمین ریخت

تو خون خدایی که با خاک آمیخت

الا... ای محرم

تو خشم گره خورده ی سالیانی، تو آتشفشانی

تو بر ظلم دشمن گواهی ..... تو بر شور ایمان پاکان، نشانی

تو هفتاد رمز حیاتی ............ تو پیغام فریاد سرخ زمانی

تو مرگ حیات آفرین را بنام شهادت

چو شهدی مصفا و شیرین، به کام پذیرندگان می چشانی

 

 

« اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ  الْحُسَیْنِ

 

الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.»