چشم به راه
بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
اگرچه خدای منّان قاتلین اباعبدالله (علیه السلام) را مهلت داد، و آنان را در همان
روز عاشورا عذاب ننمود، اما روزی می آید که خدای تعالی با آنان قصاص کند.
چه آنان که در ریختن خون عزیز فاطمه دست داشتند و چه آنانی که سکوت
نموده و با سکوت خود باعث تأیید ظالم شدند.
ابو حمزه ثمالی می گوید: " از حضرت باقر (علیه السلام) سؤال کردم: ای پسر
رسول خدا! آیا همه ی شما به حق قیام نمی کنید و آن را بپا نمیدارید؟؟ "
حضرت فرمود:" بله ". پرسیدم:" پس چرا أخرین امام قائم نامیده شد؟! "
حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: « هنگامی که جدم حسین – درود خدا بر او –
کشته شد، ملائکه به درگاه الهی صدا به گریه و زاری بلند نمودند و گفتند: "
بارالها! آیا غافل می شوی از کسی که برگزیده ی تو و فرزند برگزیده ی تو و
بهترین خلق تو را می کشد؟! " خدای تعالی به آنان فرمود: " آرام گیرید و
ساکت شوید، به عزت و جلالم سوگند به یقین از آنان انتقام می گیرم اگرچه
پس از گذشت مدت زمانی باشد!! " سپس خدای تعالی حجاب را کنار زده و
ائمه از نسل حسین (علیه السلام) را به ملائکه نشان داد.
یکی از آنان ایستاده و مشغول نماز بود، خدای عز وجل فرمود: " بِذلِکَ القائِمُ
اَنتَقِمُ مِنهُم " به این شخصی که در حال قیام است از آنان انتقام می گیرم!!
ملائکه با دیدن آنان و وعده ی الهی مسرور و شادمان شدند [او مهدی، قائم
آل محمد (علیهم صلوات الله و سلامه) بود و از این رو قائم نامیده شد.]

« اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَحمَدُ وَ تَستَغفِر اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّر اَلسَّلامُ عَلَیکَ
حینَ تَرکَعُ وَ تَسجُدَ اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصَلّی وَ تَقنُت »
بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
میلاد منتقم آل محمد (علیهم السلام) را به جد بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و
آله) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و به پیشگاه مـقدس و منور دوازده
معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) و همه ی شیعیان و محبان و منتظران تبریک و
تهنیت عرض می کنم.
عمه ی امام حسن عسکری (علیه السلام) حکیمه خاتون دختر حضرت جواد (علیه
السلام) می گوید:
«در شب تولد این امام شریف در خدمت امام حسن عسکری بودم.حضرت
فرمودند: " عمه جان امشب را پیش ما باش زیرا خداوند فرزندی به ما عنایت
میکند.در این شب، نوزادی متولد خواهد شد که نزد خدا بزرگوار و کریم
است؛ همان کس که خدای متعال به وسیله او زمین مرده را زنده میکند. "
چون اثر حمل در نرجس خاتون ندیدم تعجب کردم و شب را در خدمت آن
بزرگوار بودم. (حمل آن حضرت مانند حمل موسی بن عمران تا هنگام ولادت مخفی
بود.مطابق اخباری که از پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) و
حضرت امام باقر(علیه السلام) و امام جعفر صادق(علیه السلام) درباره ی آن حضرت شنیده
بودند،بنی العباس از دوازدهمین امام، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خوف داشتند
مانند خوفی که فرعون از موسی (علیه السلام) بر حسب اخبار منجمین داشت. چنانکه
فرعون قابله های بسیار بر زنان بنی اسرائیل گماشته بود،معتمد عباسی قابله
های متخصصی گماشته بود که هرگاه در خانواده امام حسن عسکری(علیه السلام) اثر
حمل ببینند فورا اطلاع دهند.این گونه بود که تا ساعت تولد، هیچ کس اثر حمل در
حضرت نرجس (علیهاالسلام) نمی دید.) آخر شب از خواب بلند شدم و با نرجس خاتون
نماز شب خواندیم.نزدیک طلوع فجر در دل به خود گفتم:" چه شد آنچه حضرت
فرمودند؟ " حضرت امام عسکری (علیه السلام) از اطاق دیگری فرمودند:" عمه
جان وعده ی خداوند نزدیک است." طولی نکشید که آثار وضع حمل بر او پیدا
شد و اطاق نرجس خاتون پر از نور شد!! نور آمد تا به روشنائی معنا دهد.. نور
آمد تا ظلمت را برچیند.. حجت خدا را دیدم که به هنگام ولادت پیشانی در
مقابل خدا بر زمین سایید، دو انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده،
میگوید: " شهادت میدهم که هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست،
تنهاست و شریکی ندارد. و شهادت میدهم که جدّم، رسول خداست و
پدرم، امیر مؤمنان است." آنگاه یکایک امامان را نام برد تا به نام خودش رسید.
فرمود: "خدایا، وعدهات را درباره من محقق کن، کار مرا به پایان برسان،
گامهایم را محکم گردان و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر گردان." و من
دیدم که بر بازوی دست راست او نوشته شده بود:
« جاءَ الحَقُ وَ زَهَقَ الباطِلُ،إِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً »
حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل از بین رفتنی است
صدای برادر زاده ام حضرت عسکری را شنیدم که فرمود: " ای عمه! فرزندم را
نزد من بیاور." او را در آغوش گرفته نزد پدر بردم، فرزند را در آغوش گرفته
فرمود:" فرزندم! به اذن خدا و قدرت الهی بخوان." بناگاه حجت خدا زبان گشود
و پس از استعاذه از شیطان رانده شده آغاز نمود: " بسم الله الرحمن الرحیم.
وَ نُریدُ أَن نَمُنَّ عَلی الّذینَ استُضعِفوا في الأَرضِ وَ نَجعَلُهُم اَئمةً وَ نَجعَلُهُمُ
الوارثین، وَ نُمَکِّن لَهُم مافي الأرضِ وَ نُرِيَ فِرعونَ وَ هامانَ وَ جُنودُهُما مِنهُم
ماکانوا یَحذَرون " ( بنام خدای بخشنده ی مهربان. و اینچنین اراده کرده ایم تا بر
کسانی که مورد ظلم قرار گرفتند و از حقشان دور شدند (اهل بیت علیهم السلام) منت
نهاده آنان را رهبران مردم در روی کره ی زمین قرار داده و زمین را به ارث به آنان دهیم.
و در زمین به آن ها قدرت و تمکین بخشیم و به فرعون و هامان (ابوبکر و عمر لعنت الله
علیهما) و لشکریانشان آنچه را که از آن اندیشناک و ترسان بودند، بنماییم)

زمان غیبت حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمانی است
که از نظر حفظ دین و دیانت برای مومنین بسیار سخت و مشکل است،
چنانچه در بعضی از روایات آمده است که دین نگاه داشتن در آخر الزمان مانند
این است که انسان یک قطعه آتش در دست خود نگاه دارد....!
زمانی است که خورشید تابان ولایت و امامت در پس ابر قرار گرفته است و
مردم، گر چه از اصل وجودش بهره میبرند و اگر لحظه ای عنایت و نظر نداشته
باشند، عالم پا بر جا نخواهد بود، ولی از فیض حضور او محرومند...!
زمانی است که خدای تبارک و تعالی آن را برای همه ی مردم بخصوص
مؤمنین وقت امتحان قرار داده است.زمانی است که اگر مؤمن در آن زمان به
وظایفش عمل کند و دین خود را حفظ کند، مقام و منزلتش از اصحاب خاص
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بالاتر است.و حال زمانی است و چه
زمانی ....!!!
لذا اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) شیعیان را در این زمان رها نکرده و
برای نجات و پیروزی آنان یک سری وظایفی قرار داده و آنها را به این وظایف
سوق داده اند.
یکی از آن وظایف که اهم وظایف شیعه در زمان غیبت امام (عجل الله تعالی فرجه
الشریف) میباشد،توّلی و تبرّی است، و اگر کسی به این دو امر اهتمام ورزد
موجبات رضای خدای عزّ و جل و اهل بیت (علیهم السلام) را برای خودش فراهم
کرده و شیعه ی واقعی آن خاندان میشود.
چنانچه حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) میفرمایند: « خوشا به حال
شیعیان ما،آنهایی که به ریسمان ما در زمان غیبت قائم ما چنگ زده اند و بر
ولایت و دوستی ما و برائت از دشمنان ما ثابت قدمند، آنها از ما هستند و ما
از آنها هستیم. ما را به امامت پذیرفته اند و ما آنها را به شیعه بودن قبول
کرده ایم، پس خوشا به حال آنها. به خدا سوگند آنها در روز قیامت همراه ما،
در درجه ی ما خواهند بود. »

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
علامه امینی (رحمه الله علیه) فرمودند:حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در بین
در و دیوارچند ناله زدند،ناله ای خطاب به پدرشان که " یا ابتاه، ای پدر جان
ببین با حبیبه ات چگونه برخورد کرده اند "، و ناله ای خطاب به فضه که " فضه
مرا دریاب، محسنم را کشتند "، و ناله ای خطاب به امیر مؤمنین (علیه السلام)
که " فاطمه ات را کشتند "، و ناله ای خطاب به حضرت مهدی (علیه السلام و
عجل الله فرجه الشریف) که " بیا فرزندم و انتقام مادر پهلو شکسته ات را بگیر. "
نه شیعه فقط زار و خسته است زهرا در انتظار ظهورت نشسته است
چون آمدی بهمره خود نیز دارویی از بهر او بیار که پهلو شکسته است
« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
بیا یابن الحسن کن یک نگاهی
که تا یابم من مضطر پناهی
بغیر از تو شها دستم که گیرد
دل بی بهره از مهرت بمیرد
ندارد زندگی بی تو صفایی
تو بر هر درد بی درمان دوایی
« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
بقیع بهشت روی زمین... جایگاه نزول ملائک....محل تردد یوسف زهرا....
حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر روز و شب با دلی پر خون، قلبی
داغدار، چشمانی گریان در این قبرستان رفت و آمد دارد... و این سرزمین پاک
با اشتیاق قدم های او را بوسه می زند و سنگ صبوری است برای غم های
او، اشک های او، و درد های بی شمار او.....
بقیع بهشت روی زمین.... روزی عزادار برترین مخلوق، بهترین انسان، عزادار
رسول خدا شد، و از فاصله ای نه چندان دور شاهد خاکسپاری حضرتش
گردید.... و در همان لحظات خاکسپاری، شاهد توطئه ای بزرگ و عظیم از
دشمنان دین و انسانیت بر ضد این خاندان مظلوم بود!
بقیع بهشت روی زمین.... در همان روز ها شاهد ظلم منافقین بود که با
توطئه ای از پیش ساخته به بیت دختر رسول خدا دد منشانه حمله ور
شدند!! منزل وحی و امامت را به آتش کشیدند!
دختر رسول خدا را سیلی زدند!! فرزندش همو که رسول خدا قبل از آن او را
محسن نامیده بود کشتند!! و صاحب منزل، شیر خدا، علی مرتضی را
ریسمان به گردن انداخته و به سوی مسجد کشیدند!! و بقیع از فاصله ای نه
چندان دور ناظر تمام این حادثه ها بود و بسان سنگ صبوری تمام غم ها را در
دل خود جا داده و سکوت کرده بود!!
بقیع بهشت روی زمین.... پس از روز هایی نه چندان طولانی عزادار دخت
رسول خدا شد.. دختر هیجده ساله ای که مصیبت شهادت پدر، شهادت
فرزند، مصیبت های شوهر گرامی اش، شکنجه هایی که بر بدن نازنین و
ملکوتیش وارد کرده بودند و اندوهی که بر روح بهشتیش نشسته بود جسم
شریف او را ".... کالخیال " همانند شبحی کرده بود.... بقیع از فاصله ای نه
چندان دور می دید که در دل شب شیر خدا سر به دیوار منزل گذارده و اشک
می ریزد، و یتیم های فاطمه در دل فریاد وا اماه برآورده و به پهنای صورت
اشک می ریزند.....
بقیع بهشت روی زمین.. در نیمه های همان شب شاهد قدم های لرزان مولا
امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود که غم فراق فاطمه او را از پا درآورده بود، در
تیرگی دل شب به این وادی قدم نهاد و چهل صورت قبر با دست خود برای
همسر آسمانی خود آماده کرد!! آخر او می دانست که اغیار و اشرار، ظالمین
و ستمگران روزگار قصد نبش مرقد فاطمه را خواهند نمود و می خواهند جسد
آن نازنین را از مرقدش بیرون آورده و با خم و راست شدنی بی معنا وانمود
کنند که بر او نماز خوانده اند!! تا مردم زمان خود و آیندگان را فریب دهند و
بگویند: ما نیز از جمله ی نماز کنندگان بر دخت رسول خدا بودیم!! و چنین
شد،فردای آن شب آمدند، اما خبردار شدند که دخت رسول خدا در دل شب
به خاک سپرده شده، به بقیع آمدند تا قبر او را بشکافند و او را از قبر بیرون
آورند!! اما خدای متعال برای این توطئه مجالی نگذاشته بود و مولا که برای
انجام فرمان الهی با صبر خویش دیروز را سکوت کرده بود، امروز به امر الهی
شمشیر بدست گرفت و عبای زرد به دوش انداخت و پا به این وادی نهاد و
بقیع را شاهد گرفت که از دخت رسول خدا و همسر مظلومه اش دفاع می
کند، یقه ی لباس آن ملعون، عمر بن خطاب (لعنت الله علیه) را در مشت گرفته او
را بلند کرد و به زمین زد تا او و همراهیانش که شیاطینی مثل او و بعضی بد
تر از او بودند متوجه شدند این بار علی بن ابی طالب مأمور به صبر نیست، و
در تاریخ ثبت شد که فاطمه ناراضی از این مردم دون از دنیا رفت......
بارالها! توفیق پیروی از اهل بیت و حق شناسی از اهل بیت و خدمت به اهل بیت (علیهم السلام) را به همۀ مؤمنین و مؤمنات عنایت فرما.

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
سلام بر آل ياسين
سلام بر قرآن ناطق
سلام بر تو ای پرچم افراشته
سلام بر تو ای دانش انباشته
سلام بر تو در همه ی شب ها و روزها
سلام بر تو، آنگاه که نماز می گزاری
سلام بر مهدی امت ها
سلام بر تو همه ی لحظه ها
ای زاده طاها و ياسين و ذاريات و عاديات
ای زاده صاحب معراج وآورنده منهاج!
تودر کجا به سرمي بری و در چه سرزمينی زندگی می کنی؟!
چقدر دشواراست که همگان راببينيم وتورانبينيم ؛
چقدر سخت است که سخنان همه رابشنويم وسخن وصدای تورا نشنويم ؟!
تو از ما پنهانی ؛ لکن بيرون از ما نيستی ؛ تو از ما دور نشده ای .
ای مظهر اسماء خدای رحمان؛ ای پيشوای دلسوزمهربان؛ تا کی درطلب تو
سرگردان باشیم ؟!
تاکی تو را بجوييم وبه ديدارت نايل نيا يیم ؛
تا کی درجستجوی تو از ديده خون بفشانيم ؟!
آيا شود که شام تار فراق ، به صبح روشن وصال بدل گردد ؟!
آيا رسد روزی که تو پرچم نصر الهی را بر افراشته باشی و ما گرداگرد تو را گرفته باشيم ؟!
تو امام ما باشی و ما برتو اقتداکنيم ؛ نمازگزاريم ؛نماز کاملی با حماسه
وعرفان ؛ خون وقيام ؛ عشق وايثار ؛ رازونيازوسوزوگداز ؟!
آيا رسد روزی که بنگريم سراسر جهان را از عدل آکنده ای ؛ دشمنان حق و
عدل راخوار و ناتوان ساخته و ابر قدرتان راازصحنه روزگاربرانداخته ای؟؟ !
آيا مي شود که چنين روزی را ببينيم و خدای را بر اين نعمت سپاس گزار باشيم ؟!

«اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
ای طبیب دردمندان، خسرو خوبان کجایی
ای شفا بخش دل مجروح بیماران کجایی
ظلم و جور و جهل و کین یکباره عالم را گرفته
ظالمان جولان دهند،ای مصلح دوران کجایی
دشمنان شاد و عزیزان خوار و قرآن مانده بی کس
یا معز الاولیا ای حامی قرآن کجایی
صبح امید محببین از غمت شام سیه شد
شمع دل افروز در شام سیه روزان کجایی
دیدهها در انتظارت شد سفید ای نور چشمان
قلبها خون شد ز هجرت،ای ماه تابان کجایی
چون بیایی خاک پایت سرمه ی چشمم نمایم
رخ نهم بر مقدمتای روح بخش جان کجایی
رفت از کف صبر و از دل تاب تا آندم که آید
بوی پیراهن ز مصر، ای یوسف کنعان کجایی
تا به کی با هم نشینیم و بگوییم درد یاران
تا به کی ریزیم اشک از دیده ی گریان کجایی
عمر کوتاهست و ترسم مرگ آید ناگهانی
جان دهم اما نبینم روی آن جانان کجایی
دیده ات گریان شب و روز از مصیبتهای بی حد
دوستان محزون از آن غم و ز غم هجران کجایی
پهلوی زهرا شکست از در، علی مظلوم کین شد
محسن اندر خون تپید زان آتش سوزان کجایی
خون جدت ریخت اندر کربلا با نوجوانان
طالب خون شهیدان، یار مظلومان کجایی

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
« السلام علیک یا حجة الله فی أرضه ، السلام علیک یا بقیة الله ، السلام علیک یا سیدی و مولای ، عجل الله فرجک و سهل الله مخرجک و جعلنا من أعوانک و أنصارک »

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
مولای زمان سید و سالار کجایی
وقت است که از پردۀ غیبت بدر آیی
دین رفت زکف تا کی و تا چند نیایی
دیگر نبود هیچ به ما تاب جدایی
یکدم تو بیا کن نظر اوضاع جهان را
از قید غم آزاد کن این منتظران را
مذهب شده بازیچۀ هر بی سر و پایی
منسوخ شد آیین و قوانین خدا
معروف شده منکر و منکر شده معروف
علم و عمل و صدق و حقیقت شده موقوف
یکدم گذر از مهر،سوی کرب و بلا کن
از بهر حسین ندبه به هر صبح و مسا کن
بر بی کسی اش گریه و هم شور و نوا کن
شو منتقم و کیفر اعداء تو ادا کن

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »