بقیع بهشت روی زمین... جایگاه نزول ملائک....محل تردد یوسف زهرا....

حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر روز و شب با دلی پر خون، قلبی

داغدار، چشمانی گریان در این قبرستان رفت و آمد دارد... و این سرزمین پاک

با اشتیاق قدم های او را بوسه می زند و سنگ صبوری است برای غم های

او، اشک های او، و درد های بی شمار او.....

بقیع بهشت روی زمین.... روزی عزادار برترین مخلوق، بهترین انسان، عزادار

رسول خدا شد، و از فاصله ای نه چندان دور شاهد خاکسپاری حضرتش

گردید.... و در همان لحظات خاکسپاری، شاهد توطئه ای بزرگ و عظیم از

دشمنان دین و انسانیت بر ضد این خاندان مظلوم بود!

 

بقیع بهشت روی زمین.... در همان روز ها شاهد ظلم منافقین بود که با

توطئه ای از پیش ساخته به بیت دختر رسول خدا دد منشانه حمله ور

شدند!! منزل وحی و امامت را به آتش کشیدند!

دختر رسول خدا را سیلی زدند!! فرزندش همو که رسول خدا قبل از آن او را

محسن نامیده بود کشتند!! و صاحب منزل، شیر خدا، علی مرتضی را

ریسمان به گردن انداخته و به سوی مسجد کشیدند!! و بقیع از فاصله ای نه

چندان دور ناظر تمام این حادثه ها بود و بسان سنگ صبوری تمام غم ها را در

دل خود جا داده و سکوت کرده بود!!

 

بقیع بهشت روی زمین.... پس از روز هایی نه چندان طولانی عزادار دخت

رسول خدا شد.. دختر هیجده ساله ای که مصیبت شهادت پدر، شهادت

فرزند، مصیبت های شوهر گرامی اش، شکنجه هایی که بر بدن نازنین و

ملکوتیش وارد کرده بودند و اندوهی که بر روح بهشتیش نشسته بود جسم

شریف او را ".... کالخیال " همانند شبحی کرده بود.... بقیع از فاصله ای نه

چندان دور می دید که در دل شب شیر خدا سر به دیوار منزل گذارده و اشک

می ریزد، و یتیم های فاطمه در دل فریاد وا اماه برآورده و به پهنای صورت

اشک می ریزند.....

 

بقیع بهشت روی زمین.. در نیمه های همان شب شاهد قدم های لرزان مولا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود که غم فراق فاطمه او را از پا درآورده بود، در

تیرگی دل شب به این وادی قدم نهاد و چهل صورت قبر با دست خود برای

همسر آسمانی خود آماده کرد!! آخر او می دانست که اغیار و اشرار، ظالمین

و ستمگران روزگار قصد نبش مرقد فاطمه را خواهند نمود و می خواهند جسد

آن نازنین را از مرقدش بیرون آورده و با خم و راست شدنی بی معنا وانمود

کنند که بر او نماز خوانده اند!! تا مردم زمان خود و آیندگان را فریب دهند و

بگویند: ما نیز از جمله ی نماز کنندگان بر دخت رسول خدا بودیم!! و چنین

شد،فردای آن شب آمدند، اما خبردار شدند که دخت رسول خدا در دل شب

به خاک سپرده شده، به بقیع آمدند تا قبر او را بشکافند و او را از قبر بیرون

آورند!! اما خدای متعال برای این توطئه مجالی نگذاشته بود و مولا که برای

انجام فرمان الهی با صبر خویش دیروز را سکوت کرده بود، امروز به امر الهی

شمشیر بدست گرفت و عبای زرد به دوش انداخت و پا به این وادی نهاد و

بقیع را شاهد گرفت که از دخت رسول خدا و همسر مظلومه اش دفاع می

کند، یقه ی لباس آن ملعون، عمر بن خطاب (لعنت الله علیه) را در مشت گرفته او

را بلند کرد و به زمین زد تا او و همراهیانش که شیاطینی مثل او و بعضی بد

تر از او بودند متوجه شدند این بار علی بن ابی طالب مأمور به صبر نیست، و

در تاریخ ثبت شد که فاطمه ناراضی از این مردم دون از دنیا رفت......

 

 

بارالها! توفیق پیروی از اهل بیت و حق شناسی از اهل بیت و خدمت به اهل بیت (علیهم السلام) را به همۀ مؤمنین و مؤمنات عنایت فرما.

 

 

 

 

« اللهم إلعن أول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم إلعنهم جمیعا.اللهم صلی علی‌ محمد و آل محمد و عجل فرجهم »